تبليغاتX
e8roud
 
e8roud
 
 
 
 

                       چه کسی می داند که گلی می میرد

     که دلی می شکند                    و در اندوه زمان نفسی میگیرد

                                                                                       

و نگاهی در پس جاده ها                           چشم امید به در می دوزد

و دری می بیند که سراسر وهم است         .صدایی که به شب می گوید

(چه کسی می داند که دلم آن شب مرد)      وصدایم لرزید

همه گلهای خیالم پژمرد                  چه کسی می داند؟!

 

روز شمار عمردر دایره ی قسمت این گنبد دوّار ودر گردونه این کره ی خاک باز هم دور خود چرخید تاب مستانه خورد لحظه ها را در هم آمیخت و هر دقیقه رامثل مروارید کنارهم رج کرد وباز هم ما را شاهد مراسم تودیع همکاران ودوستان بزرگوارمان که سالهای متمادی خدمات ارزنده ای را در راه مبارزه و سالم سازی وایجادبسترسالم ومناسب برای جامعه بشری نموده اند که در طی این 5-(پنج) سال خدمات ارزنده این عزیزان ونبود سیاستهای کلان وعدم استقلال وتمرکز سازمان مربوطه( سازمان دامپزشکی کشور) وبا وجود خلاء های بسیاروکمبود محرزنیروی انسانی در سازمان مربوطه وشبکه های دامپزشکی سراسرکشور وخدمات ارزنده وبی ادعای این عزیزان وعلی رغم میل باطنی دامپزشکی استان وبالاخص ریاست محترم شبکه دامپزشکی شهرستان هشترود و با کوله باری از اندوه ونگرانی مراسم تودیع این عزیزان رابه انجام رسانیدیم.

بدرستی این عزیزان می دانستند همه زمزمه های دریاگونه درچنین روزی به خروش درآمده و طوفانی این چنین بر خواهد افراشت وآنها را روانه سیل عظیمی از تهمتها ونارواهای دوستان و آشنایان وبستگان دورونزدیک مبنی براینکه فلانی مرتکب چه تخلفی شده است که بعد ازفعالیت 5 سال درآن سازمان مربوطه امروز از کار بیکار شده است وووووووو؟

آیا این به دورشرع وقانون نیست در حالیکه ماده قانونی مبنی بر استخدام چنین نیروهایی را داریم وبرای چه اجرا نمی کنیم؟؟؟!!! آیا این به دورازعدالت اجتماعی نیست که اینگونه افرادی را در مراکز مهم اداری که آموزشهای لازم را دیده با تمامی فوت وفن اداری آشنای کامل داشته وبه تمامی روستاهای تحت پوشش شهرستان تسلط کامل راداشته ودر موارد بغرنج وفوریتی وحساس از جمله مبارزه با آنفولانزای مرغی که پارسال اکثریت روستاهای شهرستان را تحت پوشش خود درآورده بود همچنین مبارزه با سایر بیماریهای مهم ومشترک بین انسان ودام ((( به عنوان نمونه بیماری شاربن که در صورت عدم واکسینه مستمر دامها علیه این بیماری و اپیدمی این بیماری چه زیانها ی اقتصادی وخطرات انسانی را در بر خواهد داشت و در این صورت است که تمامی نیروهای پزشکی نیز توان مقابله با این بیماری خطرناک را نخواهند داشت ویا می توان به بیماری تب مالت که همگی آشنایی کامل با آنرا دارید ودر صورت عدم واکسیناسیون مناسب وبه موقع  دامها آیا جامعه پزشکی توان مقابله ودرمان این بیماری را خواهد داشت در صورتیکه وزیر محترم  بهداشت ودرمان کشور در مواجهه با بیماری آنفولانزای مرغی اقدام به جذب نیرو نموده وبسیاری از مشاغل پزشکی را جزو مشاغل سخت محرز نمود درحالیکه نیروهای دامپزشکی به صورت شبانه روزی آنهم در روستاها با راههای خطرناک وبا خودروهای نامناسب خدمات رسانی کرده وبا انواع مختلف خطرات ناشی از طرف دامها نیز مواجه هستند واینجاست که بیان کلمه عدالت در دل جامعه دامپزشکی توسط ناقوسهای ته دریا افسانه وار زمزمه میشود))) که اکثر مردم از خدمات ارزنده وبی ادعای این عزیزان بی خبر هستند و این عزیزان در تمامی این صحنه ها حضور مستمر وفعالی رابه صورت شبانه روز داشته اند وحال امروز باتمام بی رحمی با عنوان اینکه ما حق جذب هیچ نیرویی را نداریم وفقط توان جذب افرادمشمول آن هم به جهت عدم پرداخت حقوق ومزایا برای آنها وپرداخت مبلغ ماهیانه 20000 تومان که جای بسی تاسف ونگرانی را به جهت عدم مسئولیت ضمانی نیروهای مشمول در امر مبارزه ووقوع بسیاری از بیماریهای مشترک در آینده ای نه چندان دور وتبدیل سیستم اداری به سیستم آزمایشگاهی نیرو ومعارفه وتودیع نیروهابعد از کار 5 ساله به جهت اتمام دوره سربازی وطرح و ایجاد بستری مناسب برای افردا سودجو جهت زمینه چینی برای کلاهبرداریهای کلان از دامداران به خاطررودرویی دامدران با نیروهای جدید وموقتی ونبود نیروی ثابت را خواهد داشت

امیداوارم فرداروزی فرا رسد واین مشکل عظیم کشوری را با طرحی نو وآینده گونه سامان ببخشیم.     

         

                

                               

                            

 

 |+| نوشته شده در  86/09/06ساعت 22:59  توسط علمی  | 
 
  بالا